سایت شهدا کربکند

گز برخوار - کربکند برخوار

 

اشترسوواری گو دولادولا  ندارو :

چیزی که آشکار است را نمی شود پنهان کردیادر نظر نگرفت

----

اشتر واری هیچیژ راس نه او :

آدم نادرست وخلاف کار

----

اشترای خو ملی آلش کرته  :  درمعامله ضرر کردن

ملی : گربه  -   آلش : عوض کردن

----

اشتردا روکولوزام که :

ترجمه : شترت را به مزرعه پنبه ام واردکن

یعنی : اگر می توانی  هرکاری که می خواهی درحق من انجام بدهی ،انجام بده

---

او خون دو وه بی بی یه :

ترجمه : آب خونابه شده است .

اگرامری برای کسی پیش آید که محنت وسختی برایش داشته باشد.

 

برای مشاهده بقیه ضرب المثل ها به ادامه مطلب بروید


----

ارزوناژاژ گو وه ژر طاق تاریکی ده وروش مارو

ارزون: ارزن 

ترجمه : ارزن هایش را می خواهد زیرتاق تاریکی شمارش کند

کاری سخت ومشکل را آسان تصور کردن

---

اِم ما بخو نون وتره ،یه سال بخوکوباب وره : یک ماه نان وتره بخور،یک سال کباب بره بخور

کنایه از صرفه جویی و پس انداز

---

او  وای گووه رو پالئه اشت  ته گوش دارو: آب را می خواهد در آبکش نگه دارد.

کنایه ازانجام کاری مشکل وناممکن

---

اگراژون پیزونچی ده بک کاشت و ونه سوزا

(پیزونچی: فیروز آباد گز):

اگر (علامت شرط )را درمزرعه فیروزآبادکشت کردندولی سبز نشد

کنایه ازامور ناشدنی ونامحتمل ومواردی که شرط دارد

----

انگارخرطوم فیلای بی مرته :(مثل اینکه خرطوم فیل را شکسته است )

کنایه از آدم هایی که کارکوچکی را انجام داده اند ولی آنرا مهم نشان می دهند.

---

اشتر اگه ای نی یوجی بلندترازخرو : شتراگر هم بنشیندبلندترازالاغ است.

درمقایسه فردبااصالت وباشرافت درهنگام افلاس وی گویند.

----

این تل واری روژخالیو وهی دام دامو خوروش کرو وه : ماننددهل توخالی است وفقط صدای بلندی دارد.

کنایه ازحرف زدن وعمل نکردن .

---

اُووا پال نووه  و خِه رو وه:  (آب را می پالایدوبعدمی خورد)

 به کسی گویند که در امور خیلی محتاط ومحافظه کار باشد

---

اگه وم نکشئه روژام گو نرته : (اگر خاک (ازچاه) بالانکشیده ام دیگرخاک که داخل آن نریخته ام).

درموردکسی که عامل کاری باشد اگر کاری انجام نداده ،وضع را بدتر ازقبل نکرده وبه همان حال اولیه باقی گذاشته ولذا تاوانی ندارد داستانی دارد به این قرار:

شخصی مقنی  که مقنی گری یکی از قنات های گز را برعهده داشته است بعدازمدتی کار موقعی که کارشناس برای تعیین میزان کار وعملکرد او می آورندوی را به صاحب قنات بدهکار می کند واو این اصطلاح را بیان   می کند که: اگر گلی از قنات بالا نکشیده ام به داخل قنات چیزی نریخته ام که مرا بدهکار کرده اید.

----

این لالایی یا را برمّردوم وُئو وِه وخُوژ خُوای نّه بِه رو وِه

(این برای مردم لالایی می گویدولی خودش خوابش نمی برد)

 به کسی گویند که مردم را به انجام کاری امر می کند و خود آن را انجام نمی دهد

---

اِگه اُو ندارو  نونی دارو:

(اگرنتیجه نداشته باشد برایت منفعت که دارد)

---

اروا بابای پندارو  واد تاتوله هوا پاشنده :(به خیالش درآنجا تاتوله به هوا می پاشند)

(تاتوله:نوعی خوراک پسند سگ)

به کسی گویندکه امیدبی جا در مورد مکان یاشخصی دارد – انتظار غیرواقع در مواردی داشتن – بی جهت دل به کسی یا چیزی بستن

---

آر تاریک و قاطر کور (آسیاب تاریک وقاطرکوراست )

عیب هم دیگر را ندید می گیرند وباهم کنار می آیند

---

آر تاریکو وآرگا گرتو وه :  (آسیاب  تاریک است و در گردش )  

یعنی : کارها خودبه خود انجام می گیرد.

---

آسمون ده زیمین اومه: (ازآسمان به زمین آمد)

یعنی : وقتی کسی از حالتی به حالت دیگر درآید وفی المثل از عقیده  قبلی خوددرموردکاری عدول نماید یا از عصبانیت فروکش نماید،گویند.

---

آدم نه غایده زین خوی ده کی شو(انسان نبایداززین خودخارج شود) :

آدم نبایدازنظراجتماعی وفرهنگی به سنت های اصیل خودپشت پابزندوخودگم کرده شود

---

آخرای خَر خُوژا رُونوُوه  (آخرش خر خودش را می راند )

وقتی به کسی گویند که: پیشنهاد دیگران در مورد کاری را قبول نکرده واز روی یک دندگی و تعصب راه خود را می رود.

---

اوخوش نای د گاره نشووه  : (آب خوش از گلویش پایین نمی رود )

کنایه از ناراحتی کشیدن از دست زمانه وافراد

---

اوزون گیت  : (زبان گرفتن )

(چوندی اوزون گی ری یه) :  (چقدر زبان می گیری )

وقتی که به کسی زیادنصیحت کنند واو بی توجه باشد .

---

اوزون رز نامون : (زبان گرفتن )

کنایه از زیاد صحبت کردن – وقتی به  کسی در مورد مسئله ای نصیحت نمایند وطرف نصیحت را گوش ندهد وبه راه خود برود ،گویند .

(تینی اوزو نام به رزنا و اثریژ ندا )

آنقدر صحبت کردم ولی اثری نداشت .

اوزون : زبان

رزنامون : ریزاندن ، ریزش دادن

----

ازتفنگ خالی دوتا ترسنده :

( از مشت خالی دو تن می ترسند)

----

آتیشای خیلی تون دو :

حس انتقام کشی او خیلی تند است .

---

آتیش هریایی کو یاخوژا داغ نو وه : (آتش هرجا بیفتدجایش را بازمی کند)

انسان زرنگ هرجاباشد جایی برای خود بدست می آورد.

---

آدم زرنگ روغن مونو وه هریا چکو وه ته نو وه

آدم زرنگ نفعش به دیگران هم می رسد .

---

اسباب دس بی بی یه  : (آلت دست قرار گرفتن )

موردتحقیر وتمسخر قرار گرفته است – تحریک شدن را نیز گویند .

---

او نمک واری رو زیمین شومون : (مانند آب نمک داخل زمین رفتن )

وقتی برای کسی حالتی از شرمندگی در رابطه با امری آشکار گردد ،گویند.

---

از خاکی سر ده طلا درس بووه واز طلا ده خاکی سر :  (ازخاکسترطلا به عمل می آید واز طلا خاکستر )

از خانواده ی بدی فرزند صالح به ظهور رسدیااز خانواده ی خوبی فرزند بدی به ظهور آید .

---

اَلیده کپه ی مَرگاما اِنان  ( می گذاریدسر مرگم را بگذارم ):

می گذارید استراحت کنم .

---

انگار تخمر دو زرده ای به کرته : (مثل اینکه تخم دوزرده گذاشته است )

کسی که در مورد کارانجام داده بیش از حد تعریف از خودش کند .(شق القمر کردن)

---

آساری ژ بالا اومه او :

 ( نشانه های کار خلاف او آشکار شده است )   

     (آساری: زمین پف کرده در زمان یخ زدگی)

---

اگه گود درختا به اونه چو درختا دس سه اره که :

 ( اگرمی خواهی درخت را ببری چوب درخت را دسته ی اره کن )   

اگرمی خواهی کسی را شکست دهی به رنگ خودش درآی وبعدکارت را انجام ده .

----

اگه گو ده اٍرد شل به شو وبی یو گووژ بک کو:( اگر می خواهی اره ات راحت ببرد، گوه بکار ببر .)

اگرخواهی امورات تو درست بگذرد هرکاری را طبق ضوابط آن انجام بده

---

اگه برمو اووای ندارته برتوگو نونای دارته :  (اگربرای من (چاه) آب نداشته است ، برای تو که نان داشته است ) :

زمانی که کاری برای یکی سود وبرای دیگری ضرر داشته باشد.

---

انگار نگی گو دارتاد : ( فرض کن نداشتی )

کسی که ضرری دیده یرای دلداریش می گویند

---

اینای کل وکولون ندارو (دهانش  کلیدو بست ندارد )

(نمی تواند سخن را در دهانش  نگه دارد )

--

اَین به اَین ِونس سامون : (دهان به دهان نشدن )

هم کلام نشدن با کسی

---

   آدم نه مو نئه : (بی بوته)

آدم بی ارزش –پست وفرومایه

---

 ارجای به مالاژو :

ارزش اوبه مالش می باشدوچیزدیگری ندارد.

----

 اشترا خو ملاقه اواژ تی یه:

(شتر رابا ملاقه آبش می دهی؟):

حق را به حقدارنمی دهند وفردی را دست کم می گیرند .

---

   اشتر گو اُوای گو وه گردناژا دراز کِرو ِوه

(شتر وقتی آب می خواهد،گردنش را دراز می کند):

یعنی :هرکس چیزی بخواهد باید خودش تلاش کند.

---

 اینادگوبِزنته بَه لِی کِه (این را که زائیده ای بزرگش کن) :

به کسی گفته می شود که کاری را ناتمام ومجمل گذاشته ،مدعی حل مشکلات دیگر است

---

  اینادگوبِزنته بَه لِی کِه (این را که زائیده ای بزرگش کن) :

به کسی گفته می شود که کاری را ناتمام ومجمل گذاشته ،مدعی حل مشکلات دیگر است

---

اورومه  یُووه :

به زنانی که ناز وکرشمه زیاددارندگفته می شود.

لوس ونازک نارنجی -

---

ازخودا وگرتئه (ازخدا برگشته ) :

ظالم

---

اوره اوره تامون  (راه دادن به کسی ):

میدان دادن به کسی برای انجام کاری

فرصت دان به کسی برای انجام کاری

 

منابع :

        *  کتاب اصطلاحات،کنایات ،ضرب المثل ها ومطایبات درزبان گزی ،  نوشته : محمدعلی یزدانی گزی

           *  golbanggaz.blogfa.com

           *  www.korbekand.persianblog.ir

تمام ضرب المثل ها توسط گروه امیگو از منابع فوق جمع آوری شده لطفا جهت استفاده ذکر منابع فراموش نشود

 

کلمات کلیدی : زبان گزی ، گز برخوار ، گز اصفهان ، شهر گز برخوار ، دانشگاه پیام نور گز ، اتومبیل گز برخوار ، زبان شیرین گزی ، ضرب المثل گزی ، ضرب المثل گز برخوار ، ضرب المثل ، تصاویر گز ، کاروان سرا گز برخوار ، شهر تاریخی گز ، به شهر گز خوش آمدید ، قدمت گز برخوار ، محل گز برخوار ، نقشه هوایی گز برخوار ، عکس ماهواره ای گز برخوار ، شهرداری گز ، فاصله گز ، گر و دولت آباد ، گز و شاهین شهر ، موقعیت مکانی گز برخوار ، شهر گز در کجاست ، محصولات کشاورزی گز برخوار ، صنایع گز برخوار ، ادبیات گزی ، کتاب گزی ، مشاهیر گز برخوار ، استادان گز ، معروفترین افراد گز برخوار ، گز شهری در اصفهان ، مختصات شهر گز ، شهرستان گز ، گزی ، میراث فرهنگی و هنری گز ، شهر علم و ادب گز برخوار ، کربکند ، نمایشگاه اتومبیل در شهر گز ، حاج فضل الله عارف ، نمایشگاه ماشین عارف ، فروش خودرو وارداتی ، قدمت اصلی گز ، ریشه اصلی زبان گزی



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩٠/٦/٧ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رضا معینی | نظرات ()
.: Created By Reza Moeini-OMIGO :.