سایت شهدا کربکند

سلام؛ این بار سعی کردم که در مورد شهر گز برخوار بنویسم تا بتونم یک منبع بزرگ از اطلاعات شهر گز را توی وبلاگ کربکند جمع آوری کنم. امیدوارم که موفق باشم و همچنین مردمان خوب گز برخوار نیز کمکم کنند.

× مختصری از تاریخ گز ×

× موقییت گز برخوار ×

× شخصیت های گز در قبل ازاسلام ×

× معانی نام گز ×

× قلعه وبرج وباروی تاریخی گز ×

× ضرب المثل های گزی *

× آیت اله حاج شیخ عبدالکریم گزی ×

 × حمام بزرگ محمود آباد گز ×

× ادیب برومند ×

× شورش مردم گز ×


برای خواندن مطالب به ادامه مطلب بروید


  • مختصری از تاریخ گز

شهر تاریخی گز در دشت نسبتاً مسطحی قرار گرفته،که فاقد عوارض طبیعی است این شهر به فاصله 18 کیلو متری شمال اصفهان و کنار اتوبان جدید اصفهان – تهران واقع شده است.از نظر تقسیمات کشوری از توابع شهرستان«شاهین شهرو میمه» از استان اصفهان محسوب می گردد.طول شرقی شهر گز از نصف النهار گرینویج 51 درجه و 39دقیقه و 40 ثانیه و عرض شمالی آن از خط استوا 32 درجه و 38 دقیقه و 30ثانیه است.ارتفاع آننسبت به سطح دریا در حدود 1500متر و جمعیت آن طبق سرشماری سال 65 ، برابربا 17هزار و 255 نفر می باشد.از نظر آب و هوایی دارای آب و هوای نیمهصحرایی و ازلحاظ اقلیم شناسی جزء اقلیم نیمه بیابانی خفیف به شمار میرود.بارندگی آن کمتر از شهر اصفهان و تبخیر آن زیادتر است.خاک های منطقهعموما از جنس رس با چسبندگی نسبتا زیاد با کمی شن و ماسه است.اقتصاد شهرگز در گذشته مبتنی بر زراعت و دامداری و صنایع دستی بوده است.ولی در حالحاضر تعداد کثیری از افراد فعال این شهر در فعالیت های کارگاهی و خدماتی وصنعتی مشغول اند.کشاورزی شهر گز در گذشته معروف بوده است.وجود قنوات متعدددر منطقه حاکی از سابقه طولانی و پر تحرک مردم در امر کشاورزی است.لیکن بهواسطه خشکسالی های متوالی و حفر چاه های عمیق در منطقه که به مبدأ قنواتنزدیک بوده و نیز به واسطه عدم نگهداری و لایروبی بموقع، قنوات این شهردچار کم آبی و رکود کشاورزی و از بین رفتن باغات و در نتیجه روی آوردنکشاورزان به شهر ها وتغییرشغل آنهاراسبب شده است.محصولات عمده کشاورزی آنکه به طور مختصر تولید می شود شامل:غلات،چغندر قند،صیفی جات،بویژه خربزهمی باشد.از محصولات سر درختی می توان به پرورش درختانی نظیر پسته و انگوراشاره نمود.از صنایع دستی و خانگی این شهر صنعت قالی بافی است.که بیشترزنان در ایام فراغت ، جهت بالا بردن سطح در آمد خانواده بدان مشغول میباشند.از صنایع کارگاهی این شهر صنایع تولید مصالح ساختمانی شامل:کوره هایآجر پزی و نیز واحد های سنگبری است.تعدادی از شهروندان گزدر بخشخدمات،شامل:فعالیت های مربوط به خدماتآموزشی،بهداشتی،ورزشی،تجاری،تعمیراتی و تولیدی و... مشغول هستند.قدمت وکهن سالی گز به قبل از ظهور اسلام می رسد.بافت این شهر قدیمی بوده و بهصورت سنتی بنا گردیده است ولی در سالهای اخیر تغییراتی یافته و سبک جدیدمعماری در آن متداول شده است.حمدلله مستوفی در کتاب نزهه القلوب مینویسد:«بهمن بن اسفندیار در این ده آتشکده ای ساخته است.»این آتشکده گویابعد از حمله اعراب به ایران و نفوذ اسلام در این شهر به مسجد تبدیل شدهاست. از اماکن تاریخی و مذهبی این شهر مسجد جامع آن است.مسجد مزبور دارایچهار ایوان است و لی بر اثر تجدید ساختمان امتیازات زمانی خود را از دستداده است.نمای آجری و محراب آن از عهد سلجوقی است.در دوره صفویه تعمیراتیدر نمای آن به عمل آمده است.مقدار کمی کاشی کاری دارد.ولی صحن آن بزرگنیست و به صورت مربع و با طول و عرض 12متر می باشد.ایوان های شمالی وجنوبی- شرقی و غربی آن دوبه دو قرنیه یکدیگرند.و آثار قابل توجه آن ازدوره سلجوقیان در ایوان غربی مشاهده می شود.محراب سلجوقی آن در ضلع جنوبیقرار گرفته و در قسمت فوقانی آن جای یک کتیبه دیده می شود.ولی اثری از خودکتیبه نیست.در ضلع شمالی و غربی ایوان،تزئیناتی باقی مانده که فاقد تاریخاست و احتمال دارد مربوط به دوره صفویه باشد.

از آثار دیگر تاریخی این شهرمی توان از کاروانسرا و رباط معروف شاه عباس یاد کرد که در مجاورت این شهرقرار دارد،بنایی جالب توجه است که بعضی از قسمت های آن خراب شده و در حالحاضر متروک و در حال انهدام  و ویرانی است.در بعضی از قسمت های شهر نیزآثار برج و باروی شهر به چشم می خورد که قسمت های اعظم آن از بین رفتهاست.اهالی شهر گز به گویش محلی که به گویش گزی مشهور است تکلم می کنند.اینگویش وجه تشابهی با گویش های اردستانی و نائینی دارد و یکی از اصیل ترینگویش های ایرانی به شمار می رود که قبل از ظهور اسلام زبان رایج ایرانمرکزی به شمار می رفته است و شعبه ای از فارسی باستان و پهلوی می باشد.دررشته های مختلف علوم دانشمندان و شعرایی از این شهر برخاستند که به عنوانمثال در علم فقه و اصول می توان به آیت الله آقا شیخ عبدالکریم گزی اشارهنمود.مرحوم آخوندملا عبدالکریم جزی معروف به آیت الله گزی فرزند مرحومآخوند مهدی گزی همزمان با مرحوم حاج شیخ محمد تقی نجفی مشهور به آقا نجفیاصفهانی می زیسته است.وی با بزرگانی نظیر سید محمد باقر درچه ای و برادرشسید مهدی درچه ای هم کلاس و هم دوره بوده است .وی در مدرسه کاسه گرانمشغول تحصیل و تدریس بوده است و او را تألیفاتی است منجمله کتابمشهور«تذکره القبور» و«عقود و ایقاعات»که در سال 1335 ه.ق به رشته تحریردر آمده است.وفات آن بزرگوار در سال1339 ه.ق بوده است.ازشعرای معروف اینشهر درویش عباس گزی است که دیوانی به زبان محلی به نام«ارشادالولد»دارد.

  • موقییت

شهر تاریخی گز در دشت نسبتاً مسطحی قرار گرفته،که فاقد عوارض طبیعی است این شهر به فاصله 18 کیلو متری شمال اصفهان و کنار اتوبان جدید اصفهان – تهران واقع شده است.از نظر تقسیمات کشوری از توابع شهرستان«شاهین شهرو میمه» از استان اصفهان محسوب می گردد.طول شرقی شهر گز از نصف النهار گرینویج 51 درجه و 39دقیقه و 40 ثانیه و عرض شمالی آن از خط استوا 32 درجه و 38 دقیقه و 30ثانیه است.ارتفاع آننسبت به سطح دریا در حدود 1500متر و جمعیت آن طبق سرشماری سال 65 ، برابربا 17هزار و 255 نفر می باشد.از نظر آب و هوایی دارای آب و هوای نیمهصحرایی و ازلحاظ اقلیم شناسی جزء اقلیم نیمه بیابانی خفیف به شمار میرود.بارندگی آن کمتر از شهر اصفهان و تبخیر آن زیادتر است.خاک های منطقهعموما از جنس رس با چسبندگی نسبتا زیاد با کمی شن و ماسه است

  •  شخصیت های گزدرقبل ازاسلام

وجود نام شخصی در کتیبه های هخامنشی به نام گزبان (گزپان- گزپت) به عنوان فرمانروای گز .وی در عین حال یکی از سرداران ارتش هخامنشی در زمان داریوش بوده است .

شخصی که مسئولیت امبار گز را داشته وبه احتمال زیاد والی گز وناحیه بوده است .این مورد در تاریخ موسی خورنی ارمنی دررابطه بازمان اشکانیان آمده است .

وجود نام شخصی در کتیبه ی شاهپور اول ساسانی به نام گزشهرب (گزی شهرب) به عنوان فرمانروا ووالی گز وناحیه ی جی واصفهان .

  • معانی نام گز

در اوستا نامی ترکیبی از گز آمده است .به این صورت : oagazda (اوگزدا) به معنی نیروساز ونیرودهنده آمده است .

در برخی فرهنگ ها گزواحد پیمایش آمده ومعادل متر اروپایی است .

گز نام درختی که در کناره ی آب رودخانه ها می رویدو چوب آن در دین زرتشت اهمیت داشته ودر مراسم مذهبی ازآن استفاده می کرده اند .

گز به معنی گرز  هم آمده است .مرحوم دکتر معین در تعلیقات برهان قاطع گز – گزر – گرز را دارای یک معنی که همان آلت جنگی باشد آورده است .

گزبه معنی نوعی بوته ی بیابانی که از آن انگبین گیرند.

گزک به عنوان نام یکی از اجداد منوچهر از شاهان پیش دادی آمده است .برخی واژه ی گز را تخفیف شده ی گزک دانسته اند .

گز به معنای گزنده هم آمده است .

نام گزبا زبان اوستایی ودین زرتشت پیوندداشته است .

درتاریخ ایران باستان خزانه دار اردوان اشکانی را آبداگز نامدیده اند که پسوندگزرا دارد .

در رابطه با نام گنجک ،گنجه وگنزه این مورد قابل یادآوری است که گنجک وگنجه در زبان های ایرانی شرقی به معنی مکان گنج وخزانه ها بوده است وگنزه نیز در زبان ایرانی باستان (دوران هخامنشی) بازبه معنای خزانه وگنج آمده است وبرخی نام گز را تبدیل شده از گنزه دانسته اند وگنزه پائیتی درایران باستان به معنی نگهدار ومراقب گنج وخزانه در کتیبه های هخامنشی آمده است .با توجه به مفاهیم معنایی گنجک وگنزه وارتباط نام گز با این واژه ها ووجودحصار وقلعه کهن وباستانی درگز این احتمال نیز وجود دارد که دژ گز محل نگهداری خزائن در دوران کهن بوده باشد.

در زبان انگلیسی گز به معنای دیده بانی ونگهبانی آمده است .

در پاورقی برهان قاطع معنایی که برای گز آورده به عنوان آلت جنگی وگرز آورده است

هزار دل شده در هر گزی بیاندازد       کسی نخواست چونان سرو درگزاندازی

(فرهنگ نظام وگزاندازی منظور از تیراندازی)

علاوه برآن در برهان نام گز به معنی تیر که در کمان استفاده می شود آمده است .

گز را برخی تخفیف شده ی واژه ی گنزک وگنزه دانسته اند.

نام گز به هریک از معنایی فوق که بوده باشد به دلیل تک سیلابی بودن در ترجمه ها از زبان ایرانی به زبان های بیگانه توسط نویسندگان غیرایرانی وحتی ایرانیان عربی نویس تصحیف ها وتعریب هایی را بخود دیده است .وهریک از نویسندگان ونسخه برداران کتب قدیم به سلیقه ی خود آن را تعریب یا تحریف کرده اند ولی نام گز در طول تاریخ کهن خود نزداهالی به صورت گز بوده ومنسوب به آن را گزی  می گفته اند اما همانطور که اشاره شد در نسخه برداری ها وترجمه ها بصورت های مختلفی مانند: جز،الجز،الجوز،قلعه الجز،قلعه الجض،وقلعه الجص آمده است که باتوجه به این تحریفات گاهی مطالب ومواردی که مربوط به گز بوده را برخی به دلیل همین اشتباهات به مکان های دیگر منتسب کرده اند .اینگونه تغییرات در نام گز حتی در  دوران اخیر نیز توسط  ماموران شناسنامه نویس به تبعیت از عربی نویسان در شناسنامه های گزی ها اعمال شده است وپس وند فامیل گزی ها را که می باید گزی می نوشتند جزی نوشته اند .

  • قلعه وبرج وباروی تاریخی گز

براساس اسنادتاریخی قلعه وبرج وباروی تاریخی گز ودروازه های آن تا اواخر دوره ی قاجاریه سالم باقی بوده است .این نکته را سدید السلطنه نیز در سفرنامه ی خود قید کرده است .راجع به استحکامات قلعه درکتاب انقراض زندیه نیز مطالبی آمده است .

برج وباروی گز به دلیل وجود امنیت نسبی در جامعه کلی ایران در دوران اخیر وبی توجهی گزی ها در حفظ آن بتدریج تخریب شده وبخش هایی از آن در ساختمان سازی های جدید به مساکن موجود اضافه گردیده است وبخش هایی نیز با ایجاد شهرداری در سال 1342 شمسی در احداث خیابان ها وتعریض کوچه ها از بین رفته است ودر سال های اخیر قسمت های ناچیز وپراکنده ای از آن باقی مانده است .

ساختار ونوع معماری قلعه وباروی گز براساس استنادات تاریخی که نسبت به چنین ساختارهایی وجود دارد نشان گر قدمت کهن وباستانی آن است در اکثر کتب تاریخی قدیم آمده است که : ایرانیان کهن قلعه های خود را با نوعی گل رس شفته ای ورزیده با مخلوطی از مواد دیگر می ساخته اند واین  نوع ساختار در باروی گز وجود داشته است .نوع مشابه ساختار باروی گز را باستان شناسان روسی در پژوهش های باستان شناسی خود در آسیای میانه مورد بررسی قرار  داده اند وچنین ساختاری را مربوط به آریایی های اولیه وکهن نسبت داه اند این مطلب را آقای حسین گل گلاب در یکی از کتاب های خود آورده اند با توجه به نظر نویسندگان ایرانی در قرون 3 تا 5 قمری که گل شفته ی ورزیده ی یک پارچه را از ساختارهای کهن ماقبل اسلام دانسته اند وبا توجه به نظرات مستدل وعلمی کارشناسان روسی دراین زمینه می توان اذعان کردکه باروی گز نیز که همان ساختار را دارد مربوط به دورانی کهن از تمدن آریایی است .آنچه که از باروی گز در شرایط فعلی وجود دارد نشان گر این نکته است که ساختار آن از گل ورزیده ی یک پارچه بوده است . دیوار وباروی کهن گز دارای خندقی عمیق نیز بوده است که آثار خندق آن در سال های اخیر در اطراف دروازه های گز قابل مشاهده بود این بارو برج های متعددی داشته که تعداد آنها در کل بارو به بیش از هفتاد برج می رسیده است و قطر دیوار آن از هفت تا نه متر بوده است که کلا از گل رس ورزیده ویک پارچه ساخته شده بوده است . نمونه هایی از چنین قلعه هایی را در همدان با قطر پنج متر جکسون آمریکایی در سفرنامه ی خود که در دوره ی قاجاریه نوشته است آورده و آنها را مربوط به دوره ی مادها دانسته است با توجه به این نکته ونظر دانشمندان روسی در ارتباط با همین نوع ساختار می توان اذعان کرد که باروی گز نیز مربوط به دوره ی مادها یا قبل ازآن بوده است .تا زمان تاسیس شهرداری در گز در دهه ی چهل شمسی بارو وبرج های آن قابل مشاهده بود واین نکته در مورد باروی گز قابل ذکر است که با وسایل عادی امکان تخریب آن وجود نداشت زیرا قسمتی از باروی گز که در نقشه ی خیابان خواجه نصیر قرار  داشت هنگام تخریب بولدوزرها نتوانستند آن را تخریب نمایند ودو تیغ آنها شکسته شد تا  این که از طریق مقنی های گزی وتعبیه ی دینامیت در گودال هایی در طرفین بارو آن را تخریب نمودند.  مساله ی قابل ذکر این که باستان شناسا ن ایرانی  در ارتباط با نظرات خود راجع به چنین ساختارهایی حداقل نظر دانشمندان باستان شناس روسی را که در آسیای میانه تحقیقات وسیعی را در این زمینه داشته اند مطالعه نمایند تا نظرات درست تری نسبت به قدمت چنین ساختارهایی ابراز نمایند زیرا مشاهده شده دراین مورد نظرات درست ویک سانی را ارائه نکرده اند .

تونل هایی که از مرکز گز به سمت خارج راه داشته اند : 

وجود تونل هایی در مرکز قلعه ی گز که به سمت خارج راه داشته در تخریب های سال های اخیر مشاهده شده است وطبق گفته ی اهالی گز ازاین تونل ها در مواقعی که گز محاصره بوده وناامنی وجود داشته است ودرب دروازه ها بسته می شده ،استفاده می شده  است  وراه خروجی این تونل ها در بین تپه های اطراف گز بصورت مخفی وجود داشته است . درزیر مسجد لب جوی (امام صادق ع ) ودر قسمت مرکزی گز این تونل ها مشاهده شده است علاوه برآن هنگام خاک برداری در اطراف بقعه ی شاه نعمت الله در قسمت شمالی در سال 1384 بخشی از یکی از این تونل ها آشکار گردید . آقای علی شفیعی نیک آبادی در کتاب گرکویه سرزمینی ناشناخته برکران کویر نیز اشاره ای به راه روهای زیرزمینی که از داخل قلعه ی گز وجود داشته ،کرده اند .

وجود قلعه ای تاریخی از گزی ها ومنسوب به آنها در نزدیکی اما م زاده ی سید محمد در کوه سیدمحمد شمال دانشگاه صنعتی اصفهان که در برخی کتب وتواریخ نیز از جمله کتاب سده در گذرگاه تاریخ تالیف آقای صارمی سده ای ،نام این قلعه که مربوط به گزی ها بوده ، آمده است .

این قلعه مخصوص گزی ها بوده که در عهد ساسانی تا دوران صفوی شکارچیان گزی در آنجا هنگام شکار اتراق می کرده اند .اخیرا آثاری از آن در همین نقطه  مشاهده شده است

پیدا شدن تونلی سفالی در عمق دو متری زمین هنگامی که برادران خوشگو ساختمان سوپر خود را در سال 1383 در کنار خیابان شیخ بهایی می ساختند .این اثر در محل خانه ای که به سیدجعفرنامی تعلق داشته وبعدا توسط حاج محمدحسین یزدانی خریداری شده بود در سمت غربی مسجد لب جوی در همان سال 1383 هنگام خاک برداری از این مکان در عمق دومتری این  مشاهده گردید که بخشی از آن هم اکنون در زیر خیابان شیخ بهایی در همین عمق وجود د ارد .

کشف آثاری در قسمت جنوبی حمام محمود آباد در زمانی که می خواستند فاضلاب  حمام را در اواخر دهه ی چهل بازسازی نمایند در این قسمت بخش هایی از یک دیوار آجری با آجرهایی با ابعاد بزرگ در عمق دو متری خاک مشاهده گردید که در این قسمت بخش هایی ازاین اثر در همان عمق زیر خاک وجود دارد.

کشف آثاری ساختمانی در کناره ی شبستان مسجد جامع گز هنگامی که این مکان را در سال 1384 مورد بازسازی قرار می دادند .علاوه براین در دالان ورودی مسجدجامع گز در ستونی آجری بین جرز آن چوب قرار دارد وآثار ی از گچ بری های ضخیم در آن مشاهده می شود به احتمال زیاد طبق ساختاری که این قسمت دارد مربوط به دوره ی ساسانی است زیرا چنین ساختاری با این نوع گچ بری مربوط به همین دوره بوده است .

کشف  دوخمره ی سفالی در عمق دومتری خاک هنگام پی کنی در هنرستان گز یکی در سال 1384 ویکی در سال 1386 که این خمره ها را باستان شناسان مربوط به دوره ی ساسانی دانستند . درارتباط با کشف خمره های سفالی درتپه تاریخی گز این نکته قابل یادآوری است که سازمان میراث فرهنگی اصفهان وبرخی ماموران وابسته به آن  نهایت سهل انگاری وبی توجهی را نسبت به سالم درآوردن آنها ازخود نشان دادند وبه جای این که خارج کردن این خمره هارا مانند مکان های دیگر درنهایت دقت وصرف وقت انجام دهند و خمره هایی را که هزاران سال سالم درعمق دومتری زمین باقی مانده بود به همان صورت ازخاک درآورند اولی را درسال 1384 با کمک دانش اموزان هنرستان واستفاده از بیل وکلنگ درآوردند ودومی را در سال 1386 با بیل مکانیکی ازخاک خارج کردند که نتیجه ی این سهل انگاری این بود که هردوخمره ی سالم بطور کلی شکسته وخرد گردید .این بی توجهی بااطلاعی که سازمان میراث فرهنگی استان ازاین جریان داشته ،چه توجیهی دارد ؟ درحالی که هم شنیده ایم وهم در تلویزیون دیده ایم که چنین اشیایی را با صرف ماه ها وقت وبا استفاده از برس های مخصوص ازدل خاک سالم بیرون می آورند.چرا وبه چه دلیل درگز به آن صورت عمل نکرده اند؟

کشف خشت هایی به ابعاد 10×40 در زیر تپه ی شاه نعمت الله در سال 1384 .باستان شناسان این خشت ها را مربوط به اواخر دوره ی اشکانی واوایل ساسانی دانسته اند .

کشف یک کوزه ی سفالی درعمق  سه متری زمین هنگام خاکبرداری از منطقه ای در دویست متری غرب کاروانسرای عباسی  در سال 1381 .این کوزه را  شادروان مرحوم سید رضا هاشمی هنگامی که در آنجا خاک برداری می کرد پیدا کرده بود .این کوزه از نوع کوزه های گرد سفالی ونخودی رنگ است و نمونه ی سفال آن موید قدمت هزاران ساله ی آن است . نمونه ی سفال های نیم پخته ونخودی رنگ را اکثر محققین از جمله ، گریشمن در کتاب تاریخ ایران از آغاز تا اسلام مربوط به هزاره های قبل از میلاد دانسته اند .

آشکار شدن خشت هایی به ابعاد وقطر 20وطول حدود 80 سانتی متر در دویست متری غرب بقعه ی شاه نعمت الله در بخشی از تپه ی باستانی گز .این آثار را که در اثر خاک برداری در دهه ی سی شمسی از این نقطه آشکار شده بود نگارنده به چشم خود دیده وهنوز در آن قسمت در زیر خاک وعمق 5/1تا2 متری این مکان امکا ن کشف آن وجود دارد .که اگر گمانه زنی مناسبی انجام گیرد مجددا قسمت دیگری از آن قابل مشاهده خواهد شد .نمونه ی این خشت ها در تپه ی سیلک کاشان و زیگورات های بین النهرین که از عهد سومری بوده دیده شده است .وجود این نمونه خشت ها در تپه ی تاریخی گز موید این نظریه است که تمدن سومری را غیر سامی تلقی کرده اند وآنها را مهاجرین کوچ کرده از سمت ایران دانسته اند .

بخشی از آثار کشف شده ی کهن در گز که در دوره ی قاجاریه توسط یهودیان از گزی ها خریداری شده اکنون در موزه ی تل آویو اسرائیل وجود دارد

قنات کهن گز : قنات گز که به زبان گزی معروف به (کئرز کیانی ) است یکی از قنات های کهن مناطق مرکزی ایران است آثار ومجرای آن از سمت غربی کاروانسرای عباسی وادامه آن از جنوب شاهین شهر تا روبروی روستای جهادآباد(چاله سیا) حدود 30 کیلومتر می باشد . مالکین مزرعه ی گز سند مالکیت این قنات وحریم آن را در اختیار دارند .

در دوران نوجوانی  سنگ هایی را دیده بودم که در روی برخی پل های اطراف گز ازجمله در جوی میس آباد وروبروی کاروانسرای عباسی وهم چنین در غسالخانه ی قدیم گز(شورخونه) وجود داشت وروی آنهاخطوط ونقش هایی بود که مشخص نبود از چه خطی بوده ،ولی در آن شرایط کسی توجهی به آنها نداشت .واین آثار از بین رفته است ومعلوم نشد زمانی که گز شهرداری پیدا کرد برسر آنها چه آمد که اثری از آنها نیست !!!! در زمان های بعدی متوجه شدم که این سنگ ها مریوط به دوران قبل از اسلام بوده است .گزی های سالمند که در قید حیات هستند هم شاهد آن هستند که چنین سنگهایی در اطراف گز وجود داشت که از آنها برای پل سازی درمراحلی استفاده شده است .این  سنگ ها به احتمال زیاد یامنهد م شده یا زیر آوار رفته است . علاوه بر سه مکان یادشده  در محلی بین باغ حاج علی حاجی عبدل(داورپناه) وسمت دیگر جوی اصلی آب گز نمونه ی این سنگ ها در روی پلی قرار  داشت . وجود این سنگ ها وسنگ های متورقی که در گورستان گز به سنگ پارسی معروف بود نشانه ی آن است که در حوالی همین مکان های یادشده ساختمانی سنگی از دوره ی قبل از اسلام بوده است که در اثر حملات بیگانه یا حوادث طبیعی تخریب شده بود ودر مراحل بعدی از آن سنگ ها در پل سازی استفاده شده است .

  • ضرب المثل های گزی

 

اّسما بی خو مّتازنه :

 

(اسب را بیهوده متازان  )

 

هرچیزی را در موقعیت مناسب به کار گیر

---

اموم زئه کی بی نی واری کیهژ تاریکو:

(مانندامامزاده ی کتایونچه خانه اش تاریک است )

کسی که امیدی به او نیست وکاری از دستش برنمی آید.

---

از کارا ژیشتاژ دِ خودا سنگ گیژ روکاسه ژ نئه گو باباژ به سوزو

ترجمه : تاوان کارهای خلافش را پس می دهد .

---

اشترگو اوواژ گووه  گردناژا درازکرووه :

(شتر آب که می خواهد ،گردنش را دراز می کند )

اگرخواسته ای داری بایددرقبال آن خواسته ای را برآورده کنی .

---

اشترسوواری گو دولا دولا  ندارو

چیزی که آشکار است را نمی شود پنهان کرد یا در نظر نگرفت.

  • آیت اله حاج شیخ عبدالکریم گزی

 

شیخ عبد الکریم گزی فرزند ملا مهدی از بزرگان علما و فقها و مدرسین و از مجتهدین بزرگ و مراجع اصفهان بوده که در سال ۱۲۶۰ متولد گردیده است . وی در سال ۱۳۳۹ در سن ۷۹ سالگی فوت و در تخت فولاد اصفهان تکیه کازرونی مدفون گردیده است

در اصفهان در خدمت میر محمد صادق کتاب فروش و میرزا محمد حسن نجفی و سپس در نجف در محضر حلج سید حسین ترک و حاج میرزا حسین خلیلی و در کربلا نیز در محضر شیخ علی نقی البرغانی الحایری تحصیل علم نموده است پس از مراجعت در مدرسه نیماورد ساکن گردیده و به اتفاق مرحوم سید محمد باقر درچه ای و سید مهدی درچه ای به تدریس اشتغال داشته است .

61

 

در اثر حسن سلیقه و اخلاق پسندیده و صفات حمیده در بین امثال و اقران خویش ممتاز و نظر خاص و عام را به خود جلب نموده و شهرتی زاید الوصف به هم رسانیده بود . وی تقریبا مدت ۱۰ سال آخر عمر مرجع تمام مرافعات و حکومت شرعیه اصفهان و توابع بوده ، اهتمامش در رفع مشکلات مردم و حل اختلافات و رفع مخاصمات و قضاوت‏های عادلانه، چنان بود که معروف به اداره‏ی عدلیه‏ی سیار گردید. با آن که در ده سال آخر عمر، کلیه‏ی امور قضایى اصفهان و توابع به دست او سپرده شده بود، هیچ گاه از مسیر ساده‏زیستی و قناعت دور نگردید و صفت مرد علم و تقوا را به حقیقت برازنده‏ی خویش ساخت.

وی مولف کتابهای

۱ – حاسیه بر (طهارت) شیخ انصاری

۲ – دیوان اشعار با تخلص مهدوی

۳ – رساله ای در اصول دین

۴ – رساله ای در صیغ عقود

۵ – رساله عملیه

۶ – رساله در حجیت مظنه

۷ – رساله در شهرت

۸ – تذکرالقبور که معروف ترین تالیفات ایشان است و در آن شرح حال یکصد نفر از دانشمندان و علما و عرفا و شعرای مدفون در تخت فولاد و توابع اصفهان را بطور خلاصه ذکر میکند این کتاب در سال ۱۳۲۸ در زمان حیات ایشان به چاپ رسیده و از همان روزهای اول مورد توجه واقع شده و جمعی از دانشمندان بر آن حواشی و تتمیم نوشته اند در سال ۱۳۶۹ برای بار دوم با ملحقات اضافی چاپ شده است

آخوند ملا عبد الکریم گری طبع شعری هم داشته و عصر های جمعه انجمع شعرای شیدای اصفهان را نیز زینت میداده و شادروان استاد

  • حمام بزرگ محمود آباد گز

 

رختکن در چهار دیواری آجری بسیار محکم  می باشد که در وسط دارای چهار ستون سنگی یک پارچه  به صورت چهارگوش  قرار گرفته است . ستونها از سنگ یک پارچه به طول سه متر که یک متر آن در زیر زمین قرار گرفته است و بر روی این ستونها چهار سر ستون سنگی بسیار زیبا به ارتفاع ۵۰ سانتی متر می باشد این محوطه نیز از سقف گنبدی شکل  بسیار زیبایی از جنس ساروج و آجر پوشیده است.

در مدخل ورودی حمام یک سنگاب بسیار زیبا از جنس یشم تعبیه شده که وقف امام حسین  و واقف آن حاج ابراهیم خلف مرحمت پناه میرزا محمد علی بیک می باشد تاریخ این وقف نامه در سال ۱۲۷۰ هجری قمری می باشد

 

حمام قدیمی شیروانی محمود آباد گز بسیار قدیمی بوده و حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال قدمت تاریخی دارد و توسط مرحوم میرزا محمد ابراهیم و پدرش میرزا محمد علی بیک که از بزرگان و معتمدان محل   از مهاجران منطقه داغستان و شیروان به ناحیه گز بوده ساخته شده.

hamame-mahmod-abad-1024x768

این حمام شامل  در ورودی و هشتی و راهرو مرتبط به رختکن و گرمخانه و خزینه می باشد که در ورودی به صورت طاق هلالی  ضربی و از جنس آجر و ساروج ا

  •  ادیب برومند

 

در سال ۱۳۰۳ شمسی ، عبدالعلی ادیب برومند در شهر ” گز” از شهرستان برخوار استان اصفهان به دنیا آمد. پدرش مرحوم مصطفی قلی خان برومند از خوانین گز بود که از حسن خط ومقدمات زبان عربی و آگاهی های تاریخی بهره داشت. به زبان فرانسه مسلـّط واز جمله تجددطلبان عصر بود . ادیب تا سن ۱۶ سالگی به نثر نویسی اهتمام می‌ورزید ولی از ۱۷ سالگی بیشتر به شعر و شاعری روی آورد و با علاقه و دلبستگی که به شاعران و اشعار شعرای دوران مشروطه پیدا کرده بود، به سرودن شعر در همین سبک ِ نوپا که از جهت موضوع و مطلب دیرینگی نداشت و موضوع آن مسایل روز بود، پرداخت.

 

 ادیب

 

ادیب برومند در جوانی وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و در طی تحصیل در دانشکده حقوق از تکمیل معلومات ادبی و پرورش طبع شاعری خود غافل نشد، بلکه با کوشش بسیار شمار فراوانی از متون معتبر نظم و نثر پارسی را با دقت تمام مطالعه نمود و در شعر و ادب به ممارست پرداخت و به زبان عربی و فرانسه نیز به خوبی آشنایی پیدا کرد . او پس از حادثه سوم شهریور ماه ۱۳۲۰ و اشغال ایران به وسیله متـفـقـیـن در جنگ جهانی دوم، به سرودن شعرهای سیاسی و میهنی پرداخت. استاد ادیب برومند در سال ۱۳۲۵ از وزارت دادگستری ابلاغی برای شغل دادیاری دادگستری اردبیل دریافت کرد ولی از پذیرفتن سِِِِِمَت قضائی اعـراض نمود و تقاضای صدور پـروانـه کارآموزی وکالت دادگستری کرد و دو سال بعد به طور مستقـل به عنوان وکیل پایه ۱ دادگستری مشغول کار شد؛ وی سال ها وکیل بانک ملـّی در ایران بود و وکالت های متفرق را کمتر می‌پذیرفت و در این حرفه همواره برای احقاق حقوق افراد می‌کوشید. ادیب برومند مدت شصت سال با قلم و قدم در راهِ سر بلندی ایران و تحقق آزادی و ضدیت با استبداد و استعمار کوشیده و بیشترین قسمت اشعارش میهنی و سیاسی و ملی است که بیشتر آنها در مجموعه اشعارش با نام حاصل هستی به چاپ رسیده است. پیش از این نیز مجموعه شعرهایی از وی به نام های “ناله‌های وطن”، “پیام آزادی”، “دردآشنا”،”سرود رهایی”، “راز پرواز” و “مثنوی اصفهان” به چاپ رسیده است. او از شاعران ایرانی‌است که به دلیل سرودن اشعار ملی و میهنی “شاعر ملی” روزگار ما محسوب می‌شود

  • شورش مردم گز

 

داستان این مرد افغانى و اینکه چگونه توانست با حداکثر چهل هزار نفر افغان پایتخت با عظمت سلاطین صفوى را تصرف و خاندان دویست و هفتاد ساله این سلسله را منقرض نماید از شگفتیهاى تاریخ است. شرح روزهاى آخر این پادشاه قهار خواندنى مىباشد. دو واقعه براى محمود پیش آمد که باعث جنون و دیوانگى او گردید یکى شکست خوردن در جنگ کهگیلویه و دوم شورش مردم گز. در جنک کهگیلویه و بختیارى پس از سه ماه که محمود و لشگریانش در برف و سرما گیر کرد ناچار با دادن تلفات زیاد باصفهان مراجعت نمود و از آن همه سپاهى که همراه خود برده بود بیش از سه هزار سپاه برهنه و عریان باقى نمانده و از این جهت پنهانى شبانه وارد اصفهان شد و براى جلب قلوب سپاه بین آنان بخشش فراوان کرد ولى اینکار هم دلگیرى افغانان را از محمود زایل نکرد. محمود براى جبران این شکست مقدارى سپاه از قندهار و سبزوار و دره گز خواست. مورد دوم شورش مردم گز بود

 

 آرشیو

 

. سپاه محمود وقتى از قریه گز عازم شهر اصفهان بود، مردم گز چند نفر از آنها را کشته و اسباب و اثاثیه آنها را غارت نمودند. محمود از شنیدن این خبر خشمگین شد و خود بشخصه عازم تنبیه مردم گز گردید. از طرفى جمع زیادى از قزلباش براى مقابله با محمود به گز رفته و قلعه آنجا را مستحکم نمودند و لذا جنگ با افاغنه، منتهى بشکست و فرار آنها گردید. این دو واقعه محمود را بفکر و اندیشه انداخت و در بدنش ضعف و ناتوانى عارض شد و دچار مالیخولیاى خوف و واهمه گردید بقسمىکه خواب و خوراک از او سلب گشت و بتدریج آثار جنون بر او ظاهر گشت براى شفا و نجاتش مشایخ افاغنه او را چهل روز در چلهخانه نشانده و باسم اعظم مداومت مىنمود وقتى از چله خانه بیرون آمد جنونش به عقل غالب بود و بدر و دیوار بیهوده سلام مىکرد و بدون جهت دوستان و آشنایان را مورد عتاب و خطاب قرار مىداد و از پیش مرشد و شیخ خود جدا نمىگشت. اصحاب و یارانش این احوال را نشان کشف و کرامت او مىدانستند و در پوشیدن جنون او سعى و کوشش فراوان بخرج مىدادند تا اینکه چهل روز نیز بدین منوال گذشت و گاهى عاقل و زمانى دیوانه بود ولى روی هم رفته مرض رو بشدت مىنهاد. در همین احوال روزى در دیوانخانه مىگذشت ناگهان آتش جنونش مشتعل شد و دستور داد که پسران و برادران و خویشان و اولاد ذکور شاه سلطان حسین را که در دیوانخانه بودند جمع کرده دست و پاى آنها را با کمربندشان بسته بیاورند. افغانان امتثال کرده و صد و پنجاه و نه نفر از اولاد شاه عباس که بعضى از آنها هم از زمان شاه سلیمان نابینا شده و دربند بوده، بحضور محمود آوردند. محمود دستور داد از اول تا آخر آنها را گردن بزنند. جلادان بىایمان شروع بکشتار کردند. خواجه سرایان و خدمتگذاران گریبان چاک کرده مىگریستند، شاه سلطان حسین نیز که حاضر بود بیش از همه فریاد و فغان مىنمود. افتان و خیزان نزد محمود آمد و عهد و میثاق قدیم را بیاد او آورد و براى نجات نور دیدگان خود با گریه و زارى بپاى محمود افتاد و پیشانى بخاک مالید ولى اینهمه گریه و التماس مؤثر واقع نشد دو نفر از شاهزادگان خود را در آغوش پدر انداخته شاه صورت خود را بروى اولاد گذاشت و مىگریست سلطان حسین گفت مرا بکش و این بیذگناهان را نکش. عاقبت در دل سنگ و سخت محمود قدرى تأثیر کرد و بشاه سلطان حسین رو نمود که آنها را بتو بخشیدم ولى چه فایده که این بیگاناهان از شدت ترس زهرهشان چاک شده و هر دو وفات یافته بودند. جنون محمود روزبروز شدت مىیافت بقسمىکه گاهى بضرب و قتل نزدیکان خود فرمان مىداد، گاهى مانند مستان فریاد و فغان مىکرد، مردم از او مىترسیده و مىگریختند. دیوانگى او بجائى رسید که دیگر امکان جلوگیرى او نبود و لذا درها را برویش بسته و او را بیرون محافظت مىکردند. چند روز در حبس نخورد و نیاشامید و نخفت تا اینکه بیتاب شد و بسترى گردید. آنچه معالجه کردند مفید نیفتاد مأیوس و نومید گردیدند براى شفاى او زر بسیار از خزانه بیرون آورده صدقه دادند و رنج دیدگان را دل بدست آوردند به کشیشان جلفا هزار تومان بایلچى فرنگ هزار تومان دادند ولى روزبرورز مرض شدید مىشد. ورمى در شکمش پیدا شد و با دندان گوشت هاى بدن خود را پاره مىکرد و از درد فریاد مىزد پس از چند روز بدنش مانند غربال سوراخ سوراخ شد و شروع بگندیدن و ریختن گذاشت و متعفن شد. و چون آثار مرگ از او هویدا گشت افعانان در صدد برآمدند که برادر بزرگش را از قندهار بیاورند و بتخت شاهى بنشانند ولى چون زمستان و راه دور بود مناسب ندیدند و اشرف سلطان پسر میر عبدالهخان که عموزاده محمود بود بجاى او نشانیدند و چون پدر اشرف را محمود بقتل رسانیده بود، اشرف گفت تا بقصاص خون پدرم محمود را نکشم قدم بر تخت سلطنت نخواهم گذاشت. افغانان سر محمود را در رختخواب بریده در برابر او گذاشتند و اشرف بر جاى محمود نشست. او را مبارکباد گفتند. محمود مردى میانه بالا، گندمگون، کوچک چشم و چشمهاى او دایم در حرکت بود. عبوس چهره و بدشکل، سرخ ریش و کوتاه گردن. در حق دشمنان خیلى سختگیر. افغانان از شدت ترس مطیع او شده بودند. همیشه در جلوى سپاه حرکت مىکرد. در عزم و اراده متین و استوار، کم مىخوابید و اکثر اوقات بیدار بود، آنچه از طعام حاضر بود مىخورد و هر جا مىرسید مىخوابید. شفاعت کسى را نزد دشمنان قبول نمىکرد. بعیش و خوشگذرانى مایل نبود. پس از آنکه دختر شاه سلطان حسین را گرفت با زن دیگر ازدواج نکرد و از این زن پسرى پیدا کرد که در جلوس اشرف بقتل رسید.


 

منابع : gazpedia.co.cc - gaziha.netau.net




تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩٠/٥/٥ | ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : رضا معینی | نظرات ()
.: Created By Reza Moeini-OMIGO :.